چراغ جادو
-
تاریخ: 1399/12/21 ساعت: 0:12
[unable to retrieve full-text content]بچه را براي جراحي تومور مغزي به آلمان ميبرند. چقدر از ته دلم آرزو ميكنم عاقبت قصه خير باشد و خوشي.
آن گلدان کوچک پشت در مانده
-
تاریخ: 1399/12/21 ساعت: 0:12
دیروز روی پله برقی فروشگاه، عنق و کم حوصله درحالیکه ور اهمال گر مغزم بهانه میتراشید غر زده بودم که نمی توانم. دلخور جواب داده بود آدم اگر بخواهد از پس همه چیز بر می آید. درستش این بود که خیلی وقت بود که نمی خواستم. خسته ام؟ افسرده ام؟ مضطربم؟ کمالگرای درون یکجا نشینم کرده؟ هر چه هست حتی از آن مرحله ...
زرافه وار
-
تاریخ: 1399/12/21 ساعت: 0:12
[unable to retrieve full-text content]يك روز از گردن درد تلف ميشم. اين خط و آن هم نشان.
به تو3
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 23:24
نیکیهر روز را طوری زندگی کن که بعدتر دلت برایش تنگ شود.
ای کاش من
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 23:24
اگر زنده بودی برایت می نوشتم که زندگیم را دوست دارم. آدمی که کنارم هست را دوست دارم و جا افتاده ام اینجا کم و بیش. مینوشتم که دلم میخواهد یک سفر بیایی شهر را ببینی، چند روز میهمان دستپخت من باشی و خیا
به تو4
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 23:24
نیکیتاب آوری ما ربط مستقیمی دارد به میزان تحملمان مقابل عدم قطعیت آینده. این روزها آینده از همیشه مه آلود تر است و هیچ معلوم نیست ماجرا تا کجا کشیده شود. نمیدانم ها به اندازه ی نا امیدواری ها کشنده اند. یک بند انگشت فاصله هست از آنچه این روزها هستیم تا آنچه دیگر نمی تواند باشد. اگر یاد بگیری لحظه را...
شاید انتهای دوران
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 23:24
انگار افتاده باشی توی حوض آب یخ. سرد باشد، زمستان باشد و لرز تنت تو را ببرد سمت کرختی، بی حسی. آن شکلی از بی حسی که هنوز میدانی سرد است و تنت از سرما درد میکند اما توان حرکت نداری. خودت یخ زده ای، واژ
به تو5
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 23:24
نیکیچند تایی مرز برای خودت داشته باش و تعریفی از اخلاقیات. به آنچه قاعده میدانی پایبند بمان اما اجازه نده باید های اضافه ی پر شاخ و برگ زندگیت را پر کنند. قوانینت را به ارث نبر، انتخاب کن. مرزهای مشخصی داشته باش اما آنقدر زیادشان نکن که جای زندگی گردنت تنگ و تاریک شود. خوب و بد تا حد زیادی به حال خو...
آدمیزادگان
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 23:24
گوشت را نزدیک بیاور. هر قدر کسی را دوست داشته باشی، هر قدر دو طرف حرف زدن و گوش کردن بلد باشند باز یک نقطه هایی هست که در آن حس میکنی توضیح بیشتر بی فایده است. یک سو تفاهم هایی به اصلاح کردنش نمی ارزد. احتمال اینکه برای درست کردن ابرو چشم را در بیاوری بیشتر است. این جا ها باید سکوت کنی و خب حرف نزدن...
آه گلادیاتورها
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 23:24
واقعیت تعداد سالهایی است که گذرانده ایم، دمای هوا در بیرون از دفتر است، شکوفه های روی درخت است. واقعیت عاقبت مردن همه مان است و اینکه اگر دستت را به کتری داغ بچسبانی میسوزد و فلفل تند است. ما اما در ت
به عمویم رضا
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 23:24
اواسط خواندن کتاب خیره به خورشیدم. یالوم بعنوان روان درمانگری پیرو مکتب اگزیستانسیالیسم توجه ویژه ای به اضطراب مرگ دارد و این کتاب هم در باره ی غلبه بر همین هراس است. جایی در میانه ی کتاب یالوم در تای
در سرزمین آنها
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 14:36
خب ماجرای ویروس اول شبیه یک شوخی بنظر میرسید که کم کم خیلی بزرگ شد. یادمه روز اول بی خیال رفتیم شهرو گشتیم و من یه عروسک برای خودم خریدم. بعد اعلام کردن باید توی خونه بمونید و بعد همینطور تعداد مبتلاه
همچنان در چین
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 14:36
سرما خوردگی یا آنفولانزا یا هرچی گرفته بودم برطرف شده. اینجا قضیه ی توی خونه موندن جدی شده. ورودی های محوطه رو کنترل میکنن و اعلام کردن مگر در موارد ضروری بیرون نیاین. هر دو روز یکی از هر خونه میتونه
هنوز هم
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 14:36
امروز بالاخره اومدیم سر کار. همه ماسک زده هستند و از خروجی پارکینگ تا ورودی کارخونه و ساختمون سه بار تبمون رو چک کردن. با برگه ی اجازه نامه تونستیم بیایم بیرون. همه جا بوی الکل و وایتکس میده و دیوار ه
به خود آی
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 14:36
روانشناسیxa0تحلیل رفتار متقابل بحث جالبی دارد که از آن با عنوان آلودگی ها یاد میکند. به این ترتیب که اگرxa0 سه ایگواستیت کودک، والد و بالغ را در نظر بگیریم، سطحxa0بالغ میتواند به کودک یا والد یا هر دو آلوده
کرونا از زبان یک چین نشین
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 14:36
امیدواریم این بود که ویروس به ایران نرسه که رسید. وحشت زده رفتار نکنید، استرس فقط سیستم ایمنی شما رو تضعیف میکنه. بهداشت فردی رو رعایت کنید و رفت و آمد رو به حداقل برسونید. درصد مرگ و میر ویروس بالا ن
بخیر باشیم
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 14:36
در باره این بیماری طبق مختصر اطلاعاتی که من دارم:تب از مهمترین نشونه هاست. بدن و سیستم ایمنی سالم میتونه از پسش بر بیاد پس وحشت نکنید. همینجا خیلی ها توی خونه درمان شدند. داروی مشخصی نداره، تب بر، است
آنچه از اسفند به یادم ماند
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 14:36
گیجی عجیبی به لحظه هایم نشسته. میل به خواب دائمی دارم. چشم ببندم روی همه چیز و آن کسی که روبروی اینهمه اتفاق ایستاده من نباشم. حالا نه اینکه شرایط اضطراری باشد، پایدار است و پیش رونده. منم که کم حوصله
آن مرد
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 14:36
ویدویی دیدم از یک آقای لرستانی در حال ضد عفونی کردن خودپردازهای شهر و زیبا شدم. آدمهای مهربان، آدمهای همدل، همین هایی هستند که در بحران دنیا را به مرکزیت خودشان نمیبینند و همه مسولیت را هم به عهده دیگران. اینهایی که همان که از دستشان بر می آید را انجام میدهند و دنیا را روشن. خدا حافظ خودشان و عزیزان...
در ادامه ی همه چیز
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 14:36
همانطور که گلامپ درونم پیش بینی میکرد نمایشگاه آلمان کنسل شد. در واقع برگزاری سه ماه به تعویق افتاده. به احتمال قوی بلیط ایران من هم که برای اواخر فروردین بودهxa0 از طرف چین کنسل خواهد شد. با این شرایط به هم ریخته سفر منطقی هم نیست چون بعد از اینکه به ایران برسم احتمالا در بازگشت به چین مشکل خواهم د...