در انتها
-
تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 19:12
در انتها آدمِ عاشق كلي كلمه دارد، بعد ترش به عقب بر مي گردي و مي پرسي اينها را من نوشته ام؟ درستش اينكه منِ عاشق نوشته.پيش تر هم گفته بودم، عشق چيزي جدا از سزاواري معشوق است اما از من بشنويد، عشق يك سويه را رها كنيد، بي آب و نور.تغذيه اش نكنيد، بگذاريد تمام شود، ته بكشد.عشق اگر دو طرفه نباشد، خواستن...
يادداشت ها
-
تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 19:12
يادداشت ها بذار برات بگم بعدش چي شد.خسته شدم و رفتم. شايدم برگشتم، به خودم برگشتم، به اينكه گرفتن فرصت مطالعاتي و شروع تدريس و مميزي چيزايي هستن كه خوشحالم ميكنن.همينقدر ساده، آروم و پيوسته.مگه نگفته بود اين وضعيت بايد عادي شه؟ بدون هيچ كس نمرديم.زندگي كرديم، لابد عاشق هم ميشيم يروز، همينطور كه رفتي...
تازگي
-
تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 19:12
تازگي چله ي غر نزدن گرفته ام.يعني هر طور فكرميكنم نه زندگي آنقدر طولاني است كه وقت داشته باشم با يكسره ناله كردن تلفش كنم xa0و نه مشكلاتم آنقدري جدي هستند كه در قياس با اصل زندگي بگذارمشان توي اولويت اين شده كه صاف از همين امشب تا چهل روز بعدترش بناست تا مي شود دور بشوم از افكار منفي و از اين ادا و ...
دلدار
-
تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 19:12
دلدار جايي هم مطلبي خواندم در باره تفاوت دلبر و دلدار.دومي نگه داشتن دل را هم بلد است. بلد است عشق را، دوست داشتن را نگه دارد.كاري كند آتش قلبت روشن و گرم باقي بماند، امن و آرام. +xa0نوشته شده در xa0سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۶ساعتxa013:17  توسطxa0 مکثxa0 |xa0
مرا كه تو بي سببي نيستي
-
تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 19:12
[unable to retrieve full-text content]بيا بغلت بگيرم اي جا مانده از همه چيز
به شما
-
تاریخ: 1396/8/15 ساعت: 18:48
دوستان پست قبلي يكسري مخاطب خاص داشت كه من رو تو دنياي واقعي ميشناسن و آدرس اينجا رو من بهشون ندادم. براي خواننده هاي وبلاگمم، دوستانم يا دوستان مجازي نبودمتاسفم كه عصبانيتم باعث شد بقيه خواننده هام فكر كنند با اونها بودم و از كامنت هاشون ناراحت بودم
آمينِ من
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 17:40
آمينِ من مغزم كار نمي كرد، كلماتت را لازم داشتم تا كلماتم پيدا شوند +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعتxa013:40  توسطxa0 مکثxa0 |xa0
هر چیز به وقتش
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 17:40
آدم مگر چند بار توی زندگیش عاشق می شود یا که اساسا چند بار چیزی به بزرگی عشق را تجربه می کندکه سرش را بیندازد پایین و برو و با خودش بجنگد. انکار کند، دور بماند یا همه چیز را قربانی یک انتخاب منطقی کند. یک مرحله ای هم هست، می فهمی عشق چیزی فارغ از سزاواری و لیاقت معشوق است. گرچه وقتی یکسویه می شود شب...
از روزگارم
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 17:40
از آخر فروردين تا اوايل خرداد هفته اي دو-سه روز كتابخانه ملي بودم. از اول خرداد تا حالا هم كه تماماً يكسره مشغول درس و دوره و امتحان. دو سه روز پيش شروع كردم به غر زدن كه مغز و ذهنم خسته است و استراحت لازم دارم. قرار شد مدتي بساطم را جمع كنم و نه سراغي از استانداردها بگيرم و نه از مقاله و دانشگاه، ز...
عجايب جان
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 17:40
مدير گروهمان يك رسماً گيجِ مطلق است. به مرحمت اشتباهات پي در پي اش يك هفته ي تمام است درگيريم. اول زير بار نمي رفت كه از واحدهايمان هشت واحد مانده و نه ده تا، دست آخر مجبورش كرديم با مركز تماس بگيرد تا مجابش كنند. بعد واحدها را جا به جا ارايه كرد و مجبور شد توي اصلاحيه ي سايت اعلام كند هر گرايش مطاب...
حريم ها
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 17:40
توي يه يك روز سه تا پست نوشتم و پاك كردم. اينجا پناه و امان من بود، از خودم و افكارم و غليان احساساتم به اينجا پناه مي آوردم. آرام مي گرفتم، حواسم جمع مي شد، رشته ي گسسته ي افكارم را مرتب مي كردم. خشم و دلتنگي بيرون ميريخت. بخشي از ذهنم بود كه نمي شد جاي ديگري بازگو كرد. مثل حرف هايي كه توي خلوت برا...
آينده
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 16:33
[unable to retrieve full-text content]زبان بخوانيم آيلتس بگيريم باشد كه رستگار شويم
عكس ها
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 16:33
[unable to retrieve full-text content]شدي ايم جفت خشنود و مكمل هم، من و دوربين خسته م
لعنت
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 13:17
آزار ديگران باعث ميشه رنج كمتري بكشيد؟ آروم ميشيد اگه كسي رو كه شما رو نميخواد آزار بدين؟ خيالتون راحت ميشه اگه بدونيد حالش خوب xa0نيست؟xa0 +xa0نوشته شده در xa0شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa021:44xa0 توسطxa0 مکثxa0
آواها
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 13:17
دوست داشتن آدمي را بي دفاع مي كند. خلع سلاح، آسيب پذير، چشم باز مي كني و ميبيني هيچ كسي، هيچ چيزي.هيچ اتفاق تازه اي نمي خواهي و زمان مطلقاً چيزي را تغيير نداده. دلتنگي، دلتنگي، دلتنگي براي كسي كه نيست. اصلاً همه ي اين يك سال چطور بسر شده؟! +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ساعتxa013:31xa0 ت...
من و خدا
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 13:17
امروز دوستي برايم مطلبي فرستاد با اين عنوان: سلامت روان در دو چيز خلاصه مي شود، مسوليت پذيري و واقعيت پذيري. فكر مي كنم بعد از سالها قبول كرده ام روحيه حساسي دارم كه مي تواند ريشه در كم بردن اعتماد به نفسم داشته باشد. مضاف براينكه گاهاً توقعم از زندگي يا آدمها و واكنشم نسبت به وقايع ناخوشايند سر وشك...
آشنا
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 13:17
[unable to retrieve full-text content]بدترين نوع حسادتم، حسادت رفيق به رفيق
جانِ من است او
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 13:17
عمو قطره ي نازيل خواسته، حالا كه پيدا كرده ام تازه دلواپسي افتاده به جانم كه يعني دوباره سر درد دارد؟! فاصله جغرافيايي بد بلايي است. مثلاً برايتان عكس ته ديگ سيب زميني مي فرستد بعد هربار ته ديگه بخوريد دلتان مي گيرد كه كاش بود. هوس فلان غذا را مي كند، بيمار مي شود، دلش مي گيرد، نيستيد. فاصله چيز مزخ...
رنگ و نور
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 13:17
رفتيم عكاسي.بعد xa0از ماه ها دوربينم را برداشتم و زديم به دل بازار. بي خيالِ همه ي درس و مشق و كتاب هاي مانده. صبح تا عصر از راسته ي فرش فروش ها تا كوچه و پس كوچه هاي قديمي و گلدسته هاي مسجد شاه را دور زديم. دويديم پي رد نور در حجره هاي قديمي، رنگ را در قاب عكس هايمان جا داديم. بعد زديم سر از كاخ گل...
در آستانه ي شهريور
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 15:16
يازده صبح كه ميشد آخر شبش درحاليكه به هق هق افتادن بودم زنگ زدم كه بگويم بيا و مرا ببر. حال به غايت ناخوشي داشتم، گلوله گلوله اشك مي ريختم. ميخواستم بگويمش بيا و مرا ببر، زودتر بيا و مرا از اينجا ببر، از اين فشار رواني، خشم، اجبار بيرونم بكش. از آنچه به اجبار به من تحميل مي كنند، از اين ظلمي كه در ح