پيله ها تنيديم دور تا دور پروانه اي كه بال داشت و رنگ داشت و شوق داشت و مي پريد. پيله ها تنيديم از سر خودخواهي و يكذندگي و خشم و دلتنگي و ضعف! و هيچ پروانه اي از نو يك كرم ابريشم و دوباره يك پروانه نخواهد شد. ما همه ي آنچه بود را به اميد باز پس گرفتن آنچه نمي شود در هم تنيديم و به هم بافتيم و...پروانه مرد...
برچسب: شب مامي,شب ماندن در قبرستان,شب ماه,از شب هنوز مانده دو دانگی,
نویسنده: حسین محمدی
تاريخ: جمعه
12 شهريور
1395 ساعت: 10:39