خرید بک لینک

تو این پنج‌سال بارها و بارها و بارها خواب دیدم عمو زنده‌س. وانمود کرده مرده. خبر دروغ بوده. ختم رو برای کسی گرفتیم که زنده‌س. بهش می‌گم میدونی من چقدر گریه کردم؟ بیشتر وقتا یکم بعد دوباره میمیره. گاهی هم زنده میمونه و دیگه مهم نیست چقدر گریه کردم. دلم براش تنگ شده. خاک ندیدن چیز عجیبیه. یه پرونده باز مونده تو سرته. شاید یه آرزوی نا‌ممکنه. ناخوداگاهم هی تورو زنده میکنه، مگه رویاها اثر جبرانی ندارن؟ دلم برات تنگ شده عزیزم، دلم برات تنگ شده.

برچسب: نویسنده: حسین محمدی تاريخ: سه شنبه 4 آذر 1404 ساعت: 21:13

صفحه بندی