يكي از جالب ترين چيزهايي كه اين اواخر خواندم بخشي از يك كتاب روانشناسي بود كه مي گفت مسوليت شما در برابر نفر مقابل در يك رابطه(كاري، دوستانه، عاشقانه و...) پنجاه-پنجاه نيست، صد به صفر است. در واقع تمام مسوليت رابطه اي كه متعلق به شماست به عهده ي شماست، از تصميم به شروع و ادامه ي آن تا تلاش براي بهبود و حفظش يا حتي مرزها و بايد و نبايدهايش. در مقابل نفر ديگر رابطه ي خودش را با شما دارد و مسوليت هاي خودش. مي خواهم بگويم وقتي عاشق كسي مي شويم، وقتي اعتماد مي كنيم، وقتي اجازه مي دهيم به چيزي يا كسي وابسته شويم، وقتي تمام مدت نقش يك سرويس دهنده و آماده به خدمت دائمي را براي دوستانمان ايفا مي كنيم و بعد ها مي رويم توي نقش يك قرباني مورد سو استفاده قرار گرفته، وقتي مراقب فلان ارتباطمان نيستيم و با خودخواهي هايمان آن را خراب مي كنيم، وقتي مرزهاي شخصيتي مان را باز مي گذاريم و آدمها بر اساس طبع و ذات آدمي زاد وارد آن مي شوند يا به ما صدمه مي زنند تمام مدت مسول هستيم. تمام مدت در حال انتخاب كردنيم، انتخاب مي كنيم كه چطور رفتار كنيم يا نكنيم و يا باشيم يا نباشيم يا هرچه! زمانهاي زيادي هست كه فكر مي كنم بيشتر از همه از خودم دلگيرم كه هرچه بر من رفته از من بوده و بس.
برچسب:
نویسنده: حسین محمدی
تاريخ: سه
شنبه
11 آبان
1395 ساعت: 4:21